ميگويد، همان هايي است كه امروزه در باور درماني بهكار ميرود، نه بهتر و نه بدتر از آنهاست.
او امكان وجود اجنه را به همان مفهوم قديمي موجودات واسطهاي كه در آثار عربي ديده ميشود،1 قبول دارد.
نظريات پزشكي او تحت تأثير عقيده به اخلاط چهارگانه است و نسخههايش از اعتقاد به همان اصول حكايت ميكند، كه در عين حال، حاوي بسياري معالجات وتوصيههاي نامعقول است كه خوانندهٴ امروزي آنها را چندان جدي نميگيرد.
جنتيله شرحهاي بسياري بر آثار جالينوس، ابن ماسويه، ابن سينا و ژيل كوربي (دوازدهم ـ 2) نوشت. اين شرحها بيش از دستورالعملهايش جنبهٴ نظري و كلامي تفكر او را نشان ميدهد.
آنها بهخوبي مرتب شدهاند؛ او نظريات مراجع استنادش را بيان ميكند، جزئيات را بهاختصار شرح ميدهد و نتيجهگيري خود را با عباراتي كوتاه و روشن ميآورد و آنگاه عقايد خودش را اظهار ميكند. شرح او بر فن اول مقالهٴ
چهارم قانون ابن سينا دربارهٴ تبها در سال 1346 تأليف شده است.
در ميان آثار او كه هنوز چاپ نشدهاند، بايد ذكري بكنيم از: درباب فتق؛ درباب پارگي صفاق؛ شرح مقالات ششم و هفتم رسالهٴ سموم ابن ماسويه؛ دربارهٴ
اوزان و مقادير؛ توضيح اصول طبي جالينوس و غيره.
جنتيله ارزش پزشكي آب گرم و آبهاي معدني را در معالجهٴ بيماريها دريافت. او در رسالهٴ
درباب حمام كردن از سه چشمهٴ آبمعدني در نزديكي لوكا و همچنين در ساير نقاط گفتوگو ميكند.
مآخذ جنتيله. جنتيله بسيار خوانده بود و ميتوان تصور كرد كه با بسياري آثار پزشكي يوناني و عربي موجود به زبان لاتيني آشنايي داشت. اغلب مآخذ خود را ذكر كرده: جالينوس، رازي، اهوازي، ابن سينا، ابن زهر، ابن ميمون، پييترو دابانو و غيره. در برخي موارد مراجع خود را در مخالفت با عقايدشان ذكر ميكند (حتي جالينوس را). احتمال زيادي دارد كه او پزشكي عربي را تنها از راه ترجمههاي لاتيني ميشناخته است، ولي در شرحش بر رسالهٴ تبها ميگويد كه مشغول ترجمهٴ يكي از رسالههاي ابن ميمون از زبان عربي است. آيا دليل ديگري بر عربي دانستن او در دست است؟ ولو اينكه با آن زبان آشنا بوده باشد، اين واقعيت بهجاي خود باقي است كه بيشتر اطلاعاتش در زمينهٴ پزشكي عربي را از طريق آثار لاتيني بهدست آورده است.
سنت آثار او. شهرت آثار او را ميتوان از فراواني چاپهاي سدههاي پانزدهم و شانزدهم